۱ – آیا هر چیز جدیدی بهتر است؟!
Download a PDF of this pageدر این فصل:
- مقدمه (این برگه)
- تالیدومید (Thalidomide)
- وایاکس (Vioxx)
- آواندیا (Avandia)
- دریچههای مکانیکی قلب
- هرسپتین (Herceptin)
- منابع (بخش ۱)
نکات کلیدی
- آزمودن درمانهای جدید ضروری است؛ زیرا ممکن است به همان اندازه که بهتر از درمانهای موجود است، بدتر هم باشد. آزمونهای درمانی با سوگیری (غیر بیطرفانه) ممکن است به رنج یا مرگ بیماران منجر شوند.
- این واقعیت که یک درمان مجوز دارد، ایمنی آن را تضمین نمیکند.
- عوارض جانبی درمانها در طول زمان ظاهر میشود.
- تأثیرات مفید درمانها معمولاً بزرگ جلوه داده شده و تأثیرات مضر آنها دستکم گرفته میشود.
مقدمه: چرا انجام آزمونهای بدون سوگیری و بیطرفانهٔ درمانها الزامی است؟
درمانهای بیفایده یا حتی آسیبرسان، با فرض اینکه مفید هستند – بدون ارزیابی بیطرفانهٔ و سوگیری دربارهٔ آنها – ممکن است تجویز شوند یا شاید درمان مفید بهعنوان درمانی بیفایده رد و حذف شود. آزمونهای بیطرفانه (fair tests) باید برای همهٔ درمانها – بدون توجه به منشأ آنها یا اینکه آن درمان، مرسوم و رایج یا مکمل یا جایگزین است – انجام شوند. هر چند نظریههای آزمودهنشده دربارهٔ اثرات درمانها به نظر محکم و متقاعدکننده است، با کفایت لازم همراه نیست. بر اساس برخی نظریهها، درمانها کارآمد هستند؛ در حالی که آزمونهای بیطرفانه خلاف آن را نشان میدهند. در برخی دیگر از نظریهها نیز درمانها کارایی و اثربخشی لازم را ندارند؛ در حالی که در واقعیت آزمونهای بیطرفانه نشاندهندهٔ تأثیرگذاری آنها هستند.هرچند ممکن است تصور شود که «جدید» به معنای «ارتقایافته» است – درست شبیه تبلیغات مواد شویندهٔ ماشینهای لباسشویی ـ زمانی که درمانهای جدید در آزمونهای بیطرفانه ارزیابی میشوند، همان اندازه که ممکن است از درمانهای موجود بهتر باشند، امکان دارد از درمانهای دردسترس بدتر باشند. همچنین بهطور طبیعی فکر میکنیم وقتی چیزی برای مدتزمانی طولانی اطراف ما بوده، ایمن و مؤثر باشد، اما در مراقبتهای سلامت درمانهای بسیاری وجود دارند که بهجای شواهد، بر پایهٔ عادت یا باورهای محکم استوار شدهاند؛ درمانهایی که تأثیر خوبی ندارند و گاهی اوقات به آسیبهای اساسی منجر میشوند.
امروزه اختلافی دربارهٔ نیاز به آزمایشهای بیطرفانه وجود ندارد. در قرن ۱۸ میلادی (قرن ۱۱ شمسی) «جیمز لیند» (James Lind) از آزمون بیطرفانه برای مقایسهٔ شش درمان استفاده کرد و سپس آن را برای درمان بیماری اسکوروی (کمبود ویتامین سی) به کار برد. اسکوروی نوعی بیماری است که جان تعداد زیادی از ملوانان را در حین سفرهای دریایی طولانی میگرفت. براساس دیدگاه لیند، مصرف پرتقال و لیمو درمانی بسیار مؤثر است و امروزه میدانیم که این مواد سرشار از ویتامین سی هستند. در سال ۱۷۴۷ میلادی (۱۱۳۶ شمسی) در حالیکه «جیمز لیند» بهعنوان جراح در کشتی «اچاماس سالزبری» (HMS Salisbury) خدمت میکرد، ۱۲ نفر از بیمارانش را که در مرحلهٔ مشابهی از بیماری قرار داشتند، در بخش خاصی از کشتی جای داد و مطمئن شد همهٔ آنها از همان رژیم غذایی پایه استفاده میکنند. این موضوع مهم است؛ او موقعیتی را ایجاد کرده بود که هر فرد شانس یکسانی برای درمان و بهبودی داشت (level playing field) (ن. ک: فصل ۶ و صفحه ۴۹ جعبهٔ فصل ۳). سپس دو ملوان را انتخاب کرد تا یکی از شش درمانی را که برای اسکوروی در نظر گرفته بود ـ آب سیب، اسید سولفوریک، سرکه، آب دریا، جوز هندی یا دو پرتقال و یک لیمو ـ استفاده کنند. در این آزمون، میوهها تأثیرگذار بودند. پس از آن وزارت نیروی دریایی دستور داد تا همهٔ کارکنان کشتی از آبلیمو استفاده کنند. با این روش درمانی، در پایان قرن هجدهم سایهٔ این بیماری مهلک از سر نیروی دریایی سلطنتی کنار رفت. 
از میان درمانهایی که لیند مقایسه کرد، اسید سولفوریک مورد علاقه کالج سلطنتی پزشکان بود؛ در حالیکه وزارت نیروی دریایی طرفدار سرکه بود. آزمون بیطرفانهٔ لیند نشان داد هر دو مقام مسئول اشتباه کرده بودند. مسئولان بانفوذ بارها اشتباه میکنند. تکیهٔ بیشازحد به نظرها، عادات یا پیشینه بهجای اعتماد به نتایج آزمونهای بیطرفانه، موجب مشکلات جدی در مراقبت سلامت میشود (ن. ک: ادامهٔ مطالب و فصل ۲).
Quack or cure?
This video provides an example of the application of the scientific method to the claims of quackery! Featuring Emily Rosa, the youngest person ever to publish in the prestigious Journal of the American Medical Association.بعدی: تالیدومید (Thalidomide)