سکتهٔ مغزی!
Download a pdf of this pageمثال دیگری از پژوهش غیرضروری- به این دلیل که نتایج مطالعات قبلی با هم گردآوری و تحلیل نشده بودند- به درمان سکتهٔ مغزی با دارویی به نام نیمودیپین (Nimodipine) (یکی از داروهای گروه آنتاگونیستهای کلسیم) مربوط میشود.
اگر امکان محدودکردن میزان آسیب مغزی در بیماران مبتلا به سکتهٔ مغزی وجود داشته باشد، احتمال ناتوانی این بیماران باید کاهش یابد. از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی (۱۳۶۰ شمسی)، پس از آنکه این دارو در برخی آزمونهای حیوانی نتایج امیدوارکنندهای داشت، در بیماران مبتلا به سکتهٔ مغزی هم آزموده شد.
. اگرچه کارآزمایی بالینی در بیماران مبتلا به سکتهٔ مغزی که در سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۳۶۷ شمسی) منتشر شد، نشاندهندهٔ تأثیر مثبت این دارو بود، نتایج چندین کارآزمایی بالینی بیشتر دربارهٔ نیمودیپین و دیگر داروهای آنتاگونیست کلسیم، با آن مغایرت داشتند.
هنگامی که شواهد جمعآوریشده از کارآزماییهای بالینی و با حضور حدود 8 هزار بیمار در سال ۱۹۹۹ میلادی (۱۳۷۸ شمسی) بهطور نظاممند بررسی و تحلیل شدند، هیچ اثر مثبتی از داروها یافت نشد. [14] اکنون باید دانست از آنجا که استفاده از نیمودیپین بهظاهر براساس شواهد علمی صحیح بود، پس این نتیجه چطور حاصل شد؟
با توجه به نتایج پژوهش در بیماران، یافتههای حاصل از آزمایشهای حیوانی برای اولین بار بهدقت بررسی شدند. تنها زمانی که مطالعات حیوانی بهصورت نظاممند مرور شدند، متخصصان دریافتند طراحی آزمونهای حیوانی بهطورکلی ضعیف و نتایج نیز با سوگیری است؛ درنتیجه نمیتوان به آنها اطمینان داشت.
به عبارت دیگر، در وهلهٔ اول هیچ توجیه قانعکنندهای برای کارآزماییها در بیماران مبتلا به سکتهٔ مغزی وجود نداشت. [15]
بعدی: آپروتینین (Aprotinin): تأثیر بر خونریزی هنگام جراحی و پس از آن
2 thoughts on “سکتهٔ مغزی”