اثرات سودمند خوشبینی و تفکرات آرمانی!
Download a pdf of this pageبا توجه به آنچه بیان شد، دلایل روانی اینکه چرا افراد هرگونه بهبودی خود را به درمان نسبت میدهند، بهتر درک میشود. همهٔ ما فرض میکنیم اگر یک رویداد پس از دیگری رخ داده، اولین رویداد سبب رخدادن رویداد دوم شده است. همچنین ما به دیدن الگوهایی تمایل داریم که وجود ندارند؛ پدیدهای که بارها در مواقع گوناگون مثل انداختن شیر یا خط، قیمت بازار سهام و پرتابهای توپ در بازی بسکتبال مشاهده شده است.
همهٔ ما با مشکلی مواجه هستیم که به سوگیری تأیید (confirmation bias) معروف است؛ یعنی آنچه را میبینیم که انتظار داریم ببینیم؛ «دیدن همان و باورکردن همان». هرگونه شواهدی که به نفع باورهایمان پیدا کنیم، اعتمادبهنفس ما از اینکه درست میگوییم، افزایش میدهد. بالعکس، ممکن است بهآسانی اطلاعاتی را که با دیدگاههای ما متضاد هستند، قبول نکنیم و در بیشتر موارد، بهصورت ناخودآگاه از آنها چشمپوشی کنیم.بسیاری از بیماران و پزشکان امیدوارند که درمانها مؤثر باشد. از دیدگاه آنها ممکن است درمانی تنها به دلیل همخوانی با باور آنها که باید مؤثر باشد، تأثیرگذار است. آنها اطلاعاتی را که برخلاف باورهایشان است جستوجو نمیکنند یا نادیده میگیرند.
این تأثیرات روانی بیان میکند چرا بیمارانی که بر این باورند درمان به آنها کمک خواهد کرد، با بهبودی هم مواجه خواهند شد؛ حتی اگر درمان، هیچ جزء فعالی هم نداشته باشد (یک «درمان ساختگی» (Sham) که بیشتر بهعنوان «دارونما» (placebo) شناخته میشود).
به گفتهٔ بیماران، پس از استفاده از قرصهای ساختهشده از قند، همچنین تزریق آب، درمان با ابزار الکتریکی غیر فعالشده و عمل جراحی که در آن بهجز یک برش کوچک و بخیهٔ سطحی هیچ اتفاق دیگری نیفتاده است، بهبودی حاصل شده است
برای مثال آزمونی را در نظر بگیرید که به مقایسهٔ رژیمهای غذایی متفاوت برای کاهش وزن میپردازد. پژوهشگران، بینندگان یک برنامهٔ تلویزیونی محبوب را که میخواستند وزن کم کنند، گرد هم آوردند و به آنها یکی از شش رژیم غذایی مورد نظر را دادند. یکی از رژیمهای غذایی چای bai lin بود که رژیم موفقی برای کاهش وزن محسوب میشد. بر این اساس، میانگین وزن شرکتکنندگان در هر شش گروه کاهش یافت که البته در برخی گروهها بیشتر بود؛ با این حال پس از پخش نتایج در تلویزیون مشخص شد یکی از رژیمهای غذایی که رژیم هویج بود برای لاغری نبوده است و تنها محک و معیار کاهش وزن در آزمون محسوب میشده است که به هیچیک از شش رژیم غذایی تعلق نداشته، بلکه به تغییرات در عادات غذایی ناشی از سایر عواملی مربوط بوده است که سبب شده بود شرکتکنندگان بهطور متفاوتی غذا بخورند. [2]
2 thoughts on “اثرات سودمند خوشبینی و تفکرات آرمانی”