مقایسهٔ گروههای ظاهراً مشابه از بیمارانی که درمانهای متفاوتی را در یک دوره زمانی دریافت کردهاند.!
Download a pdf of this pageمقایسه تجربهها و پیامدهای گروههای بهظاهر مشابه از بیمارانی که درمانهای متفاوتی را در یک دورهٔ زمانی دریافت کردهاند، هنوز هم روشی برای بررسی تأثیرات درمان است؛ با این حال این رویکرد نیز میتواند گمراهکننده باشد.
برای مثال چالش استفاده از «شاهدهای تاریخی» این است که بدانیم آیا گروههایی که درمانهای گوناگونی را دریافت کردهاند، قبل از درمان هم به اندازهٔ کافی شبیه هم بودهاند. بر این اساس میتوان مقایسهٔ معتبری انجام داد؛ به عبارت دیگر، آیا موارد مشابه با هم مقایسه شدهاند یا خیر.
مانند «شاهدهای تاریخی» پژوهشگران ممکن است از تعدیلهای آماری (statistical adjustments) و تجزیه و تحلیل برای اطمینان از مقایسهٔ موارد مشابه استفاده کنند، اما در صورتی این تعدیلها و تحلیلها کارآمد هستند که ویژگیهای بیماران را در گروههای مقایسه ثبت و مدنظر قرار داده باشند؛ زیرا این شرایط بهندرت به وجود میآید و چنین تجزیه و تحلیلهایی همیشه باید با احتیاط فراوان مدنظر قرار بگیرد و باور به آنها میتواند منجر به تراژدیهای بزرگی شود.
برای مثال میتوان به درمان جایگزینی هورمون (HRT) اشاره کرد. زنانی که در دورهٔ یائسگی و بعد از آن از HRT استفاده کرده بودند، با زنان بهظاهر مشابهی مقایسه شدند که قبلاً از این درمان استفاده نکرده بودند. این مقایسه نشان میداد، HRT خطر ابتلا به حملههای قلبی و سکتهٔ مغزی را کاهش میدهد که در صورت صحت، خبر بسیار خوشحالکنندهای بود، اما متأسفانه چنین نبود.
مقایسههای بعدی بهنحوی طراحی شده بودند که پیش از شروع درمان، همسانی گروههای درمانی را تضمین کنند. با توجه به این مقایسهها HRT دقیقاً اثری معکوس داشت و منجر به افزایش حملههای قلبی و سکتهٔ مغزی شد (ن. ک: فصل 2، صص ۳۷-۳8). در این مورد، تفاوت آشکار در میزان حملههای قلبی و سکتهٔ مغزی، ناشی از این واقعیت بود که زنانی که از HRT استفاده کرده بودند، سالمتر از کسانی بودند که از HRT استفاده نکرده بودند؛ بنابراین کاهش میزان حملهٔ قلبی و مغزی بهدلیل تجویز HRT نبود. پژوهشهایی که مقایسهٔ موارد مشابه در آنها تضمین نشده است، موجب آسیبرساندن به دهها هزار نفر میشود.
همانطور که تجربهٔ HRT نشان میدهد، بهترین راه برای اطمینان از اینکه موارد مشابه با هم مقایسه میشوند، شکلدهی گروههای مقایسه پیش از شروع درمان است. گروهها باید از بیمارانی تشکیل شوند که از نظر عوامل شناختهشده و اندازهگیری شده مانند سن و شدت بیماری مشابه باشند. همچنین باید از نظر عوامل اندازهگیرینشده نیز که ممکن است بر بهبودی بیماری تأثیر بگذارند شباهت داشته باشند؛ از جمله رژیم غذایی، شغل و عوامل اجتماعی دیگر، اضطراب درمورد بیماری یا درمان ارائهشده.
درواقع اطمینان از یکسانبودن گروههای درمانی پس از شروع درمان، همیشه دشوار و اغلب غیرممکن است پرسش مهم این است که آیا تفاوت در پیامدها، نشاندهندهٔ تفاوت در تأثیرات درمانهای مقایسهشده است یا تفاوت در بیماران گروههای مقایسه؟
بعدی: تخصیص آیندهنگر و بیطرفانه به درمانهای مختلف