Languages
Home > کتاب > ۱۲ – چه عواملی منجر به مراقبت‌های سلامت بهتر می‌شود؟ > پرسش ۴. چگونه افراد از ارتباط شواهد پژوهشی با خود مطلع می‌شوند؟

پرسش ۴. چگونه افراد از ارتباط شواهد پژوهشی با خود مطلع می‌شوند؟!

Download a pdf of this page

همهٔ تصمیم‌ها به‌نوعی بر تجارب قبلی شخصی یا جمعی مبتنی هستند. آزمون‌های بی‌طرفانهٔ درمان‌ها مانند کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی‌شده، تنها نسخه‌های سامان‌یافته از این تجارب هستند که برای به حداقل رساندن سوگیری‌ها طراحی شده‌اند. همیشه این عدم اطمینان وجود دارد که چگونه تجربهٔ قبلی می‌تواند توصیه‌های ما را برای فرد بعدی شکل دهد، خواه به‌خوبی سازمان‌دهی شده باشند یا نه.

بنابراین منطقی‌ترین فرض دربارهٔ بیمارانی که در آزمون‌های بی‌طرفانه بررسی شده بودند یا در شرایطی مشابه یا در مرحله و شدت بیماری مشابه بودند این است که فرد پاسخ مشابهی می‌گیرد؛ حتی اگر دلیل خوبی وجود داشته باشد که خود آنها یا شرایطشان کاملاً متفاوت بوده است.

حتی اگر شواهد مرتبط باشند، بیمار ممکن است بپرسد: «مردم همه با هم متفاوت هستند؛ بنابراین آیا ممکن است به شکل متفاوتی به درمان پاسخ دهند؟» «آزمون بی‌طرفانه» درمانی تنها به ما می‌گوید که چه چیزی به‌طور متوسط کارایی دارد، اما به‌ندرت تأثیر مساوی آن را در همهٔ افراد تضمین می‌کند و معمولاً پیش‌بینی نمی‌کند چه کسی دچار عوارض جانبی ناخواسته خواهد شد. شواهد پژوهشی می‌توانند برای هدایت به‌سوی بهترین درمان احتمالی مفید باشند و سپس برای یک فرد امتحان شوند

برای مثال دربارهٔ درمان مبتنی بر شواهد راش‌های پوستی می‌تواند به ناحیه‌ای از بدن اعمال شود و ناحیهٔ دیگر به‌مثابهٔ شاهد به کار رود. با مقایسهٔ پاسخ‌ها در این دو ناحیه، پزشک و بیمار می‌توانند بگویند که آیا این درمان مؤثر است یا اینکه عارضهٔ جانبی وجود دارد. بی‌شک هنگامی که برای اولین بار از برخی درمان‌های پوستی مانند درمان‌های آکنه روی صورت استفاده می‌شود، انجام یک «تست حساسیت» رایج است.

با این حال، در بیشتر موارد، امکان چنین مقایسهٔ مستقیمی نداریم. برای بعضی از مشکلات مزمن و غیر تهدیدکنندهٔ حیات مانند درد یا خارش، ممکن است دوره‌های مکرر مصرف و عدم مصرف یک دارو در همان بیمار امتحان شود. این رویکرد که کارآزمایی n-of-1 نیز نامیده می‌شود، به این معنی است که تعداد (n) شرکت‌کنندگان در این کارآزمایی، یک تک بیمار است. با چنین آزمون‌هایی در بیماران منفرد، اصول مقایسهٔ بی‌طرفانه که در فصل ۶ ارائه شد، مانند ارزیابی بدون سوگیری یا کورسازی‌شده از پیامدها و…، همچنان کاربرد دارد؛ پس در حالت ایده‌آل، ما از شاهدهای دارونما برای درمان‌ها یا قرص‌های پوستی استفاده می‌کنیم، اما در بیشتر موارد هماهنگی این ارزیابی‌ها دشوار است.

برای بسیاری از بیماری‌ها نمی‌توانیم «امتحان کنیم و نتیجه را ببینیم»؛ زیرا پیامد خیلی دور از دسترس یا بدون اطمینان است؛ برای مثال پیش از آنکه دیر شود، غیر ممکن است بدانیم آیا آسپرین از سکتهٔ مغزی بیمار جلوگیری می‌کند یا خیر. این معضل در بسیاری از داروهای پیشگیرانه و همچنین درمان‌هایی برای بسیاری از بیماری‌های حاد مانند مننژیت، پنومونی یا مارگزیدگی وجود دارد که در آنها فرصت آزمودن هر بیمار و مشاهدهٔ آن وجود ندارد؛ بنابراین باید بر این نکته تأکید کرد که چگونه می‌توان از شواهد جمع‌آوری‌شده از تجربهٔ مطالعات دیگران استفاده کرد.

اگر از ارتباط شواهد آگاه شویم، باید بپرسیم چگونه شدت بیماری در بیمار (یا میزان پیش‌بینی‌شده خطر در کسانی که هنوز سالم هستند) با افراد حاضر در مطالعه مقایسه می‌شود. به‌طور کلی، بیمارانی که بیماری شدیدتری دارند، از درمان سود می‌برند؛ بنابراین اگر شدت درمان برابر یا بیشتر از افراد حاضر در مطالعاتی است که اثربخشی درمان را نشان می‌دهند، می‌توان از کاربرد شواهد مطمئن بود. اگر بیماری آن‌ها خفیف‌تر باشد، یا در معرض خطر پیش‌بینی‌شده کمتری باشند، مسئلهٔ کلیدی این است که آیا مزایای کمتر نسبت به آنچه در مطالعات دیده می‌شود می‌تواند ارزشمند قلمداد شود یا خیر.

بعدی: پرسش ۵. آیا آزمایش ژنتیک و «پزشکی شخصی‌شده» (personalised medicine) به این معناست که پزشکان می‌توانند درمان لازم را برای هر فرد اعمال کنند و همهٔ این موارد را غیرضروری کنند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *